كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
643
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
نظم سراسر همه دشت و صحرا و كوه * ز سمّ ستوران لشكر ستوه در اين حال ، حضرت صاحبقران فرمود كه لشكر تمام خيمه و خرگاه و سراپرده و بارگاه بر پاى كردند و در هر وثاق يك دو جا آتش برافروختند و بدين تدبير لطيف كه در چنين وقت پرواى خيمه زدن و آش پختن دارند خوف اعدا زيادت شد و تغتمش خان با دهشت تمام به آراستن سپاه قيام و اهتمام نمود . و چون هردو لشكر در برابر صف كشيدند ، در هرطرف سپاه دشمن به چند قشون افزون بود . حضرت صاحبقران اميد به عنايت پروردگار استوار داشته از اسب فرود آمد و دو ركعت نماز به اخلاص گزارده « 1 » روى تضرّع بر خاك نياز نهاد و از پادشاه پادشاهان فتح و ظفر طلبيد . فى الجمله در اين روز كه پانزدهم رجب بود ، در موضع قندوزجه ، حربى عظيم واقع شد . از آن دو سپاه رزمخواه آواز كوس حربى و نعرهء گوركاى روئين و نالهء كرناى زرّين زمان و زمين را در جوش و خروش آورد . از سحاب كمانها سهام باران ريزان شد و تيغها چون صاعقهء بارقه رخشان گشت . سپر سخترويى پيش آورد و شمشير زبان سرزنش دراز كرد . لشكرها در يكديگر آويخت و صفها با هم درآميخت . در اين حال سادات عظام و مشايخ كرام چون مرتضى اعظم امير سيد بركه و شيخ الأسلام خواجه ضياء الدين يوسف و شيخ اسمعيل از فرزندان شيخ الأسلام احمد جام قدّس سرّه سرها برهنه كردند و دستها به دعا برآورده فتح و ظفر خواستند و امير سيد بركه صاحبقران مؤيّد را مخاطب ساخته بر زبان راند كه توجّه حيث شئت فانّك منصور و در هر حال دليران هردو سپاه آتش حرب و قتال التهاب و اشتعال دادند . پيش از همه امير حاجى سيف الدين برياغى تاخته برابر خود را منهزم ساخت و از قنبل دست راست دشمن گذشته از عقب ياغى درآمد و امير جهانشاه مقابل خود را برداشت و شاهزادهء ظفرپناه اميرانشاه .
--> ( 1 ) . نسخ : گذارده .